مجموعه ای از مطالب سخنرانی و مداحی
شب است و سکوت و آه است و من _ شعر شام غریبان _ آهنگران
سه شنبه نوزدهم شهریور ۱۳۹۸ ساعت 18:38 | نوشته ‌شده به دست حسین سبزعلی | ( )

 شب است و سكوت است و اشك است و آه 

بيابان سيه تر ز شام سياه 

مه افتاده در دامن علقمه 

درخشيده خورشيد از قتلگاه 

ز هفتاد و دو اختر تابناك 

به هر سو بود پيكري چاك چاك 

 

مه از آسمان چشم خود دوخته 

دل شب به يك خيمة سوخته 

ز داغ و عطش مادري مثل شمع 

در اطراف گهواره افروخته 

نه در خيمه آب و نه در سينه شير 

نگاه خياليش بر زخم تير 

 

عطش مانده و اشك و آه و الم 

علمدار گرديده دستش قلم 

خدايا ندانم به صحراي خون 

كجا گم شده دست و مشك و علم 

شود تشنگان را دل از غم كباب 

اگر چشمشان افتد امشب به آب 

 

بگرييد اي داغداران همه 

به سقاي بي آب در علقمه 

دل بحر آتش دل آب خون 

فرات است شرمنده از فاطمه 

حسين و لب خشك و قلب كباب 

به خون گلويش نوشتند آب 

 

ز شمشير بيداد خصم جسور 

دو قسمت شده سورة سرخ نور 

به گودال افتاده يك نيمه اش 

دگر نيمه اش در ميان تنور 

به هر آيه اش مانده زخمي عيان 

جدا كرده يك آيه را ساربان 

 

حسين است و جد و اب و مادرش 

حسن مي زند بوسه بر حنجرش 

دريغا كه با هم سفر مي كنند 

سر و قاتل و دختر و خواهرش 

كند سنگ خون گريه بر حالشان 

گمانم كه زهراست دنبالشان 

 


 
موضوعات
دیگر موارد